جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قابلمه, دیگ
او به آرامی سوپ را در قابلمه بزرگ روی اجاق هم زد.
لگن, ظرف ادرار
مرد مسن درخواست کمک برای استفاده از لگن کنار تخت کرد.
علف, ماری جوانا
آنها با مقدار کمی گل در اختیارشان دستگیر شدند.
گلدان
او سرخس را به یک گلدان گلی بزرگتر منتقل کرد تا فضای بیشتری برای رشد به آن بدهد.
قابلمه, دیگ
او یک قابلمه فلفل تند برای شام خانواده پخت.
پتانسیومتر, مقاومت قابل تنظیم
تکنسین پتانسیومتر را برای تنظیم دقیق فرکانس رادیو تنظیم کرد.
شکم, کپل
پس از ماهها لذت بردن از غذاهای غنی، متوجه شد که یک شکم شروع به شکل گرفتن کرده است.
پوت (پوکر)
او تمام ژتونهایش را به پات وارد کرد، به امید برنده شدن دست بزرگ.
مقداری, گنجی
او بعد از فروش خانهاش مبلغ زیادی پول دریافت کرد.
پات, جیب
ضربه ماهرانه او به توپ سیاه پیروزی را قطعی کرد.
در گلدان کاشتن
او تصمیم گرفت گیاهان جدید را در گلدان بکارد و آنها را روی طاقچه پنجره آشپزخانه قرار دهد.
آرام پختن, به آرامی پختن
او مرغ را در یک آبگوشت غنی آرام پخت تا زمانی که نرم و خوشطعم شد.
درخت واژگانی



























