جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Portraiture
01
رخسارهپردازی, نقاشی چهره
the art or act of making portraits of people
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She excels in digital portraiture, creating realistic and expressive images.
او در پرترهسازی دیجیتالی مهارت دارد و تصاویری واقعگرایانه و پراحساس خلق میکند.
02
پرتره, توضیح جسمی و اخلاقی
a word picture of a person's appearance and character



























