جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Popcorn
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The movie theater was filled with the savory aroma of freshly popped popcorn as patrons lined up at the concession stand.
سینما پر از عطر خوشمزه پاپ کورن تازه بود در حالی که مشتریان در غرفه فروش صف کشیده بودند.
درخت واژگانی
popcorn
pop
corn



























