جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Popcorn
مثالها
She melted butter and drizzled it over a bowl of hot popcorn, sprinkling it with salt for a classic movie night snack.
او کره را ذوب کرد و روی یک کاسه پاپ کورن داغ ریخت، با نمک پاشید تا یک میان وعده کلاسیک برای شب فیلم درست کند.
درخت واژگانی
popcorn
pop
corn



























