جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
poorly
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
He performed poorly in the interview due to nervousness.
او به دلیل عصبی بودن در مصاحبه ضعیف عمل کرد.
درخت واژگانی
poorly
poor
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی