جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
poorly
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The software ran poorly on older devices, causing frequent crashes.
نرمافزار روی دستگاههای قدیمی بد اجرا میشد و باعث خرابیهای مکرر میشد.
poorly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most poorly
شکل تفضیلی
more poorly
درجهپذیر
مثالها
He stayed home from work because he was feeling poorly.
او به جای رفتن به سر کار در خانه ماند چون احساس ناخوشی میکرد.
درخت واژگانی
poorly
poor



























