جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
polluted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most polluted
شکل تفضیلی
more polluted
درجهپذیر
حوزه
environment, health, substances
مثالها
The polluted river was filled with trash and chemical runoff, posing a danger to aquatic life.
رودخانه آلوده پر از زباله و رواناب شیمیایی بود و خطری برای زندگی آبزیان محسوب میشد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unpolluted
polluted
pollute



























