جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Poker face
01
چهره خشک و بیتفاوت, چهره عاری از هرگونه احساس یا عکسالعمل
a facial expression that does not reveal a person's feelings or thoughts
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
poker faces
مثالها
The detective 's poker face made it difficult for the suspect to gauge whether they had any incriminating evidence against them.
چهره پوکر کارآگاه باعث شد که برای مظنون سخت باشد که بفهمد آیا آنها مدرک محکوم کنندهای علیه او دارند یا نه.



























