جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bacon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
bacons
مثالها
He cooked crispy bacon to accompany his scrambled eggs for breakfast.
او بیکن تردی برای همراهی با تخم مرغ همزدهاش در صبحانه پخت.



























