جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Playwright
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
playwrights
مفرد مذکر
playwright
مفرد مؤنث
playwright
neutral form
dramatist
مثالها
The playwright received critical acclaim for her latest production.
نمایشنامهنویس برای آخرین تولید خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
LanGeek



























