جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Playroom
01
اتاق بازی
a room in an apartment or house for children to play in
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
playrooms
مثالها
We turned the spare bedroom into a colorful playroom with toy bins and a small table.
ما اتاق خواب اضافی را به یک اتاق بازی رنگارنگ با سطلهای اسباببازی و یک میز کوچک تبدیل کردیم.
درخت واژگانی
playroom
play
room



























