جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
played out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most played out
شکل تفضیلی
more played out
درجهپذیر
مثالها
After a long day of running around with the kids, she was totally played out.
بعد از یک روز طولانی دویدن با بچهها، او کاملاً خسته شده بود.
02
فرسوده, خسته
worn out



























