جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
played out
مثالها
After a long day of running around with the kids, she was totally played out.
بعد از یک روز طولانی دویدن با بچهها، او کاملاً خسته شده بود.
He felt played out after finishing his final exams and just wanted to relax.
او پس از اتمام امتحانات نهایی خود احساس خستگی کرد و فقط میخواست استراحت کند.
02
فرسوده, خسته
worn out



























