جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
played out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most played out
شکل تفضیلی
more played out
درجهپذیر
مثالها
He felt played out after finishing his final exams and just wanted to relax.
او پس از اتمام امتحانات نهایی خود احساس خستگی کرد و فقط میخواست استراحت کند.
02
فرسوده, خسته
worn out



























