جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
picky
01
ایرادگیر, سختگیر، مشکلپسند
(of a person) extremely careful with their choices and hard to please
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
pickiest
شکل تفضیلی
pickier
درجهپذیر
مثالها
The picky eater refused to try anything new and stuck to a limited selection of foods.
خورنده سختگیر از امتحان کردن هر چیز جدیدی خودداری کرد و به انتخاب محدودی از غذاها چسبید.
درخت واژگانی
picky
pick



























