جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to phase in
[phrase form: phase]
01
به تدریج معرفی کردن
to introduce something in stages over time
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
in
فعل پایه
phase
زمان حال
phase in
سومشخص مفرد
phases in
وجه وصفی حال
phasing in
گذشته ساده
phased in
اسم مفعول
phased in
مثالها
The school board decided to phase uniforms in gradually, starting with the first graders.
هیئت مدرسه تصمیم گرفت به تدریج یونیفرمها را معرفی کند، از دانشآموزان کلاس اول شروع میکند.



























