جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Petulance
01
گستاخی, تندی، کجخلقی
the tendency to display childlike irritability and fussiness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She rolled her eyes in petulance when told to wait her turn.
وقتی به او گفته شد نوبتش را صبر کند، با نازکنارنجی چشمانش را چرخاند.



























