جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to peruse
01
مطالعه کردن, بررسی کردن
to consider or examine something while being very careful and attentive to detail
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
peruse
سومشخص مفرد
peruses
وجه وصفی حال
perusing
گذشته ساده
perused
اسم مفعول
perused
مثالها
He spent the afternoon perusing old manuscripts in the library.
او بعد از ظهر را به بررسی دستنوشتههای قدیمی در کتابخانه گذراند.



























