جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
perturbed
01
آشفته, بهمریخته
feeling anxious, unsettled, or disturbed by something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most perturbed
شکل تفضیلی
more perturbed
درجهپذیر
مثالها
He seemed perturbed when asked about the missing documents.
وقتی در مورد مدارک گمشده سوال شد، به نظر مضطرب میرسید.
درخت واژگانی
unperturbed
perturbed
perturb



























