جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to perk up
01
پرانرژی تر شدن
to become more energetic or lively
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
perk
زمان حال
perk up
سومشخص مفرد
perks up
وجه وصفی حال
perking up
گذشته ساده
perked up
اسم مفعول
perked up
مثالها
After a short nap, she started to perk up.
بعد از یک چرت کوتاه، او شروع به سرحال آمدن کرد.
02
سرحال آوردن, تحریک کردن
to make someone or something more alert
مثالها
The news of a surprise bonus really perked up the employees.
خبر یک پاداش غافلگیرکننده واقعاً کارمندان را سرحال آورد.



























