جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to perk up
[phrase form: perk]
01
پرانرژی تر شدن
to become more energetic or lively
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
perk
زمان حال
perk up
سومشخص مفرد
perks up
وجه وصفی حال
perking up
گذشته ساده
perked up
اسم مفعول
perked up
مثالها
The dog perked up when he heard the sound of the treat jar opening.
سگ سرحال شد وقتی صدای باز شدن شیشه تشویقی را شنید.
02
سرحال آوردن, تحریک کردن
to make someone or something more alert
مثالها
The coach's motivational speech perked up the team before the game.
سخنرانی انگیزشی مربی تیم را قبل از بازی سرحال آورد.



























