جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Peregrination
01
جهانگردی, دربهدری
a long journey, especially on foot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
peregrinations
مثالها
His peregrination through the mountains took several months, with many challenges along the way.
سفر او از میان کوهها چندین ماه طول کشید، با چالشهای بسیاری در طول راه.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
peregrination
peregrinate



























