جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Peregrination
01
جهانگردی, دربهدری
a long journey, especially on foot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
peregrinations
مثالها
After years of peregrination, she had explored countless countries and cultures.
پس از سالها سفر، او کشورها و فرهنگهای بیشماری را کشف کرده بود.
درخت واژگانی
peregrination
peregrinate



























