جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
percentage
/pɝˈsɛnədʒ/, /pɝˈsɛnɪdʒ/, /pɝˈsɛntədʒ/, /pɝˈsɛntɪdʒ/
Percentage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
percentages
مثالها
She calculated the percentage of the budget allocated for marketing expenses.
او درصد بودجه اختصاص داده شده به هزینههای بازاریابی را محاسبه کرد.
02
منفعت, مزیت
a personal gain or advantage
informal
مثالها
His percentage in the arrangement seemed unfair.
درصد او در ترتیب ناعادلانه به نظر میرسید.
درخت واژگانی
percentage
percent



























