جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Penchant
01
رغبت, میل وافر، میل شدید، علاقه، ذوق
a strong tendency to do something or a fondness for something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
penchants
مثالها
She has a penchant for making people laugh.
او علاقهای به خنداندن مردم دارد.



























