جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pecuniary
01
مالی, پولی، نقدی
involving or about money
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The contract outlined the pecuniary benefits offered to the employees.
قرارداد مزایای مالی ارائه شده به کارکنان را مشخص کرد.



























