جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Paucity
01
کمی, اندک، کمیابی، مقدار کم
a lacking amount or number of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
paucities
مثالها
There was a clear paucity of fresh produce at the local market.
در بازار محلی کمبود واضحی از محصولات تازه وجود داشت.



























