جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Parmesan
01
پنیر پارمزان
a whitish cheese with a hard texture that is grated and used in Italian cuisine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
parmesans
مثالها
A warm bowl of minestrone soup is even more comforting with a sprinkle of grated Parmesan cheese.
یک کاسه گرم سوپ مینسترون با پاشیدن کمی پنیر پارمسان رنده شده حتی آرامشبخشتر میشود.



























