جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Parachuting
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She felt an adrenaline rush like never before when parachuting out of an airplane for the first time.
او هنگام پرش با چتر از هواپیما برای اولین بار، هیجانی مانند هرگز قبل احساس کرد.
درخت واژگانی
parachuting
parachute



























