جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
avuncular
01
مانند دایی یا عمو, مربوط به دایی یا عمو
uncle-like in character
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most avuncular
شکل تفضیلی
more avuncular
درجهپذیر
مثالها
The old photograph showed him in an avuncular pose with his nieces on his knee.
عکس قدیمی او را در حالتی دائیوار با خواهرزادههایش روی زانوهایش نشان میداد.
02
محافظ, حمایتگر
warmly supportive or protective toward someone younger or less experienced
مثالها
The senior editor adopted an avuncular tone in her feedback on my draft.
ویراستار ارشد در بازخورد خود بر روی پیشنویس من، لحنی داییوار به کار برد.



























