جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
panoramic
01
پانوراما, جامع
wide-ranging and comprehensive
تحسینآمیز
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most panoramic
شکل تفضیلی
more panoramic
درجهپذیر
مثالها
Her panoramic analysis of the company's market position covered every angle from financial to consumer behavior.
تحلیل پانورامیک او از موقعیت بازار شرکت، تمامی زوایا را از مالی تا رفتار مصرفکننده پوشش داد.
رسمی
مثالها
The hotel room had a panoramic view of the city skyline.
اتاق هتل دارای منظره پانوراما از خط افق شهر بود.



























