جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Avocation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
avocations
مثالها
Gardening is her avocation; she finds solace in tending to her plants.
باغبانی سرگرمی اوست؛ او در مراقبت از گیاهانش آرامش مییابد.



























