جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Avocation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
avocations
مثالها
Cooking serves as her avocation, where she experiments with new recipes.
آشپزی به عنوان سرگرمی او عمل میکند، جایی که او دستور العملهای جدید را آزمایش میکند.



























