جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
overawed
01
تحت تأثیر, وحشتزده
so impressed by someone or something that you feel nervous or intimidated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most overawed
شکل تفضیلی
more overawed
درجهپذیر
مثالها
The young actor felt overawed on his first big film set.
بازیگر جوان در اولین صحنه بزرگ فیلم خود احساس وحشت کرد.
درخت واژگانی
overawed
awed



























