جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
overawed
01
تحت تأثیر, وحشتزده
so impressed by someone or something that you feel nervous or intimidated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most overawed
شکل تفضیلی
more overawed
درجهپذیر
مثالها
She was overawed meeting the famous scientist.
او از ملاقات با دانشمند مشهور مبهوت شده بود.
درخت واژگانی
overawed
awed



























