جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Organized crime
01
جرم سازمان یافته, فعالیتهای جنایی سازمان یافته
criminal activities carried out by structured groups or networks
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Police are fighting organized crime.
پلیس با جرم سازمانیافته مبارزه میکند.



























