جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to opt
01
انتخاب کردن, برگزیدن
to choose something over something else
Intransitive: to opt for a specific option
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
opt
سومشخص مفرد
opts
وجه وصفی حال
opting
گذشته ساده
opted
اسم مفعول
opted
مثالها
When faced with two job offers, she opted for the one with better career advancement opportunities.
وقتی با دو پیشنهاد شغلی روبرو شد، او گزینهای را انتخاب کرد که فرصتهای بهتری برای پیشرفت شغلی داشت.
درخت واژگانی
optative
optative
option
opt



























