جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Offender
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
offenders
مثالها
The police apprehended the offender and took him into custody.
پلیس مجرم را دستگیر کرد و او را تحت نظر گرفت.
درخت واژگانی
reoffender
offender
offend



























