جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Obbligato
01
اجباری, قسمت اجباری
a musical part that is integral to a piece of music and cannot be omitted
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
obbligatos
مثالها
The flute's obbligato danced above the choir, adding a celestial touch to the sacred anthem.
اوبلیگاتو فلوت بالای گروه کر رقصید، حال و هوایی آسمانی به سرود مقدس بخشید.
02
اوبلیگاتو, موتیف مداوم اما فرعی
a persistent but subordinate motif



























