جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
northeasterly
01
شمال شرقی, به سمت شمال شرقی
aligned with or directed toward the northeast
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
direction, geography, orientation
مثالها
The building is in a northeasterly location, offering views of the valley.
ساختمان در موقعیتی شمال شرقی قرار دارد که چشمانداز دره را ارائه میدهد.
مثالها
The northeasterly winds brought a cold snap to the area.
بادهای شمال شرقی یک موج سرما به منطقه آوردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
northeasterly
north
easterly



























