جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nonmoving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most nonmoving
شکل تفضیلی
more nonmoving
درجهپذیر
مثالها
The nonmoving car blocked the driveway.
ماشین بیحرکت راه ورودی را مسدود کرد.
درخت واژگانی
nonmoving
moving
move



























