جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nonmoving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most nonmoving
شکل تفضیلی
more nonmoving
درجهپذیر
مثالها
The nonmoving statue in the park had been there for decades.
مجسمه بیحرکت در پارک دهههاست که آنجا بوده است.
درخت واژگانی
nonmoving
moving
move



























