noggin
nog
nɒg
nog
gin
ʤɪn
jin

تعریف و معنی "noggin"در زبان انگلیسی

Noggin
01

سر, کله

a person's head 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
noggins
مثال‌ها
He bumped his noggin on the door. 

او سرش را به در زد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه