جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nightly
اطلاعات دستوری
مثالها
They take a stroll in the garden nightly.
آنها هر شب در باغ قدم میزنند.
مثالها
The streetlights turn on nightly at dusk to provide illumination.
چراغهای خیابان هر شب در غروب روشن میشوند تا روشنایی فراهم کنند.
nightly
01
شبانه, شبانگاهی
occurring every night
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The hotel offers nightly turn-down service for its guests.
هتل به مهمانان خود خدمات شبانه ارائه میدهد.
درخت واژگانی
nightly
night



























