جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
needless
مثالها
He made a needless apology for something that was n't his fault.
او برای چیزی که تقصیرش نبود عذرخواهی بیضرور کرد.
درخت واژگانی
needlessly
needless
need
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی