جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mutely
اطلاعات دستوری
مثالها
She stood mutely beside him, unable to find the words.
او بی صدا کنار او ایستاد، نتوانست کلمات را پیدا کند.
درخت واژگانی
mutely
mute
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی