جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
motionlessly
مثالها
He stood motionlessly at the door, unsure whether to enter.
او بیحرکت در ایستاده بود، مطمئن نبود که وارد شود یا نه.
درخت واژگانی
motionlessly
motionless
motion
mot
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی