جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
motionlessly
اطلاعات دستوری
مثالها
The cat sat motionlessly in front of the window, watching the birds.
گربه بیحرکت جلوی پنجره نشسته بود و به پرندهها نگاه میکرد.
درخت واژگانی
motionlessly
motionless
motion
mot
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گربه بیحرکت جلوی پنجره نشسته بود و به پرندهها نگاه میکرد.
درخت واژگانی