جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Morrow
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
morrows
مثالها
On the morrow, they would depart for their long journey.
در فردا، آنها برای سفر طولانی خود عزیمت خواهند کرد.
02
فردا, آینده
the time that is to come soon, often used in a philosophical or reflective sense
کاربرد قدیمی
مثالها
The farmer worried about the morrow, unsure if the crops would survive the coming storm.
کشاورز نگران فردا بود، مطمئن نبود که محصولات از طوفان پیش رو جان سالم به در ببرند.



























