جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
moonstruck
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most moonstruck
شکل تفضیلی
more moonstruck
درجهپذیر
مثالها
She seemed moonstruck, lost in her own whimsical thoughts.
او به نظر مهتابزده میرسید، گم شده در افکار وهمی خود.



























