جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
moonstruck
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most moonstruck
شکل تفضیلی
more moonstruck
درجهپذیر
حوزه
mental_state, behavior, psychology
مثالها
His moonstruck behavior worried his friends.
رفتار مهتابزده او دوستانش را نگران کرد.



























