جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Monument
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
monuments
مثالها
Tourists flock to the city to see the historic monument that commemorates a significant battle.
گردشگران برای دیدن بنای تاریخی که یادبود یک نبرد مهم است، به شهر میآیند.
02
آرامگاه, مقبره
a burial vault or tomb, often for a notable person
مثالها
Visitors paid respects at the monument of the famous poet.
بازدیدکنندگان در آرامگاه شاعر مشهور ادای احترام کردند.
درخت واژگانی
monumental
monument



























