جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
moneyed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most moneyed
شکل تفضیلی
more moneyed
درجهپذیر
مثالها
The moneyed businessman owned a fleet of luxury cars and several upscale properties.
تاجر ثروتمند صاحب ناوگانی از ماشینهای لوکس و چندین ملک گرانقیمت بود.
02
ثروتمند, پولدار
associated with wealth or financial abundance
مثالها
In the moneyed neighborhood, opulent mansions lined the streets, showcasing affluence and luxury.
در محله پولدار، عمارتهای مجلل در امتداد خیابانها صف کشیده بودند، که ثروت و تجمل را به نمایش میگذاشتند.



























