جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Monastery
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
monasteries
مثالها
The monastery nestled in the mountains provided a serene environment for meditation and prayer.
صومعه که در میان کوهها جا خوش کرده بود، محیطی آرام برای مراقبه و نماز فراهم میکرد.
LanGeek



























