جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Modicum
01
اندکی, مقدار کمی
a relatively small degree of a good and desirable thing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
modicums
مثالها
She showed a modicum of patience while waiting for the results.
او کمی صبر نشان داد در حالی که منتظر نتایج بود.



























