جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
miffed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most miffed
شکل تفضیلی
more miffed
درجهپذیر
حوزه
emotion, reaction, interaction
مثالها
She was clearly miffed when she wasn't invited to the meeting.
او به وضوح ناراحت بود وقتی به جلسه دعوت نشد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
miffed
miff



























